كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

133

ده سفرنامه ( فارسى )

مىدهد كه تصور كنم به جاى اين حملات ناموفق به شيراز ، صلاح است كه يكى دو سال ديگر به تهيه و تدارك تجهيزاتى كه از آنها نام بردم بپردازيد . و از طرفى مطمئن هستم كه حاجى ابراهيم قصد ندارد شيراز را به قاجارها تسليم نمايد مگر اينكه مجبور شود ، و يكى از عللى كه او را وادار به اين كار نمايد حملات پياپى اعليحضرت به شيراز خواهد بود ليكن تا زمانى كه استانهاى جنوبى كشور حكومت‌هاى نيرومندى داشته باشند كه بتوانند از قلمرو خود محافظت نمايند هرگز تسليم قاجارها نخواهند شد . اعليحضرت با حوصله و بردبارى فراوان گفته‌هاى مرا شنيد و پذيرفت كه پيشنهادات من شايسته غور و بررسى است و سپس زال خان را احضار نمود و نقشه و پيشنهاد مرا با وى در ميان نهاد ولى ظاهرا او چندان رغبتى به نقطه‌نظرهاى من نشان نداد . بلافاصله به اين نكته پى بردم كه شاه بيشتر مايل است به شجاعت و غرور خود متكى باشد تا از يك طرح و نقشه ملايم ولى در عين حال معتدل‌تر ! هرچند ، سال بعد بسيار خوشحال شدم كه از زبان ميرزا بزرگ شنيدم كه مىگفت كه اگر لطفعلى خان در خشت به اندرزهاى شما گوش داده بود احتمالا به جاى تبريز ، من هم اكنون در شيراز بودم و او هم در عوض اينكه در بيرحمانه‌ترين شرائطى جان خود را از دست بدهد هم اينك بر اريكه سلطنت تكيه زده بود . كمى بعد شاه با لحن شتاب‌آلودى سئوال كرد تا چه مدت قصد داريد در بندر ريگ بمانيد ؟ قبل از آنكه جواب بدهم اضافه كرد براى شما كارى پيدا كردم ! در اين موقع از جيب درونى لباس خود ريسمان آبى رنگى كه حلقه‌هاى متعددى به آن آويزان شده بود درآورد همان‌طورى كه در ايران افراد صاحب مقام براى حمل